معرفی کتاب حکایت دولت و فرزانگی

کتاب حکایت دولت و فرزانگی توسط نشرهای قطره ، دات و بهزاد به چاپ رسیده است .
کتاب حکایت دولت و فرزانگی از جمله داستان‌های آمریکایی قرن بیستم است که محال است بعد از خواندن آن دگرگون نشوید.
مارک فیشر (به فرانسوی: Marc Fisher) (نام اصلی مارک آندره پواسانت)، متولد ۱۳ مارس ۱۹۵۳ در کبک در کانادا، نویسنده کتاب‌های موفقیت است.
در ایران کتاب‌های بسیاری از جمله حکایت دولت و فرزانگی با ترجمه گیتی خوشدل و رازهای یک میلیونر با ترجمه مهدی قراچه داغی به فارسی برگردان شده است.

نکته مهم این است که نباید او را با مارک فیشر انگلیسی که تئوریسین و منتقد فرهنگی است اشتباه گرفت.

از جمله کتاب‌های مارک فیشر می‌توان به آثار زیر اشاره کرد:

  • حکایت دولت و فرزانگی
  • فروشنده و میلیونر
  • معبد میلیونرها
  • میلیونر آنی
  • مثل یک ثروتمند فکر کن
  • حکایت عشق و خوشبختی

در ابتدای کتاب ما با جوانی 32 ساله مواجه می­‌شویم که یرای یادگیری رمز و راز ثروتمند شدن پیش عمویش می­‌رود.

عموی این فرد هم او را پیش شخصی می‌­فرستد که هم فرزانه است هم ثروتمند.

او در مسیر ثروتمند شدن راز و رمزهای زیادی یاد می‌­گیرد.

راز و رمزهایی که مسیر زندگیش را به کلی تغییر می­‌دهد.

شخصیت اصلی ما جوانی 32 ساله است که آرزو داشت روزی ثروتمند شود.

او هیچ علاقه‌ای به کار خودش نداشت و به همین خاطر تصمیم گرفت از کارش استعفا دهد.

او نامه استعفایش را نوشت ولی آن را تحویل رئیسش نداد. این جوان 32 ساله عموی ثروتمندی داشت.

یک روز جوان پیش عمویش رفت تا از او پولی قرض بگیرد.

عموی ثروتمند به او گفت که به جای پول قرض دادن به تو، تو را پیش شخص دولتمندی می‌فرستم.

جوان 32 ساله به سمت مقصد نوشته شده در آدرس حرکت کرد و با آن فرد ملاقات کرد.

یکی از اولین درس‌هایی که آن فرد دولتمند به جوان یاد داد این بود که اگر واقعاً می‌خواهد ثروتمند شود باید مصمم باشد.

یکی دیگر از مهم‌ترین پندهایی که در این کتاب پیرمرد به جوان یاد می­‌دهد این است که قانع نباشد.

که اگر رویاهای بزرگی دارید به کمتر از آن قانع نشوید و شما نباید با رسیدن به یک موفقیت خوب، موفقیت‌های بزرگ را نادیده بگیرید.

این کتاب به بررسی تاثیرات متقابل کائنات و ما هم می­‌پردازد و می­‌گوید کائنات از رفتار شما انرژی می‌گیرند.

شما باید مدام بر روی اهداف خود مصر باشید و به آن‌ها فکر کنید تا کائنات هم جواب شما را بدهد و این انرژی را به شما برگرداند.

به مطالعه قسمی از این کتاب میپردازیم :

دو مرد ساکت در باغ قدم زدند تا اینکه دولتمند روبروی گل سرخی پر از گل‌های زیبا توقف کرد.

تقریباً هزاران بار است که این گل‌های سرخ را بوییده‌ام، اما همچنان هر بار که آنها را می‌بویم برایم تجربه‌ای تازه است.

می دانی چرا؟ زیرا یاد گرفته‌ام که در حال زندگی کنم، نه در گذشته و نه در آینده.

موضوع تمرکز ذهن و تفکر و مراقبه است که با سخنانی گوناگون توصیف شده‌اند. هر چه تمرکزت بر آنچه انجام می‌دهی بیشتر شود، در آن چیز مجذوب‌تر خواهی شد و بیشتر در زمان حال زندگی خواهی کرد.

این تمرکز، کلید موفقیت در تمام عرصه‌های زندگیست. هر قدر تمرکزت بهتر باشد می‌توانی با سرعت و تاثیر بیشتری کار کنی.

به جزئیاتی پی می‌بری که از چشم دیگران پنهان است. آیا تمام افراد دولتمند و موفق یاد گرفته‌اند تا به جزئیات توجه کنند؟

نمایش دادن همه 3 نتیجه

نمایش 9 24 36